اجرا شده توسط: همیار وردپرس
دارن هاردی در اثر مرکب بهوضوح به شما نشان میدهد چرا آن آدمی که خودتان دوست دارید باشید نیستید.
او میگوید: زندگی شما، محصول انتخاب های لحظه به لحظهی شماست. هیچکس دوست ندارد چاق شود، ورشکسته شود یا طلاق بگیرد، ولی چرا این اتفاقات میافتد.
درواقع کارهای کوچکی که شاید هیچ وقت بخاطر انجامش مورد تشویق قرار نگیرید (مثل: نخوردن یک بسته چیپس پرکالری، ثبت روزانه مراودات مالی، پایبندی به قرار شامها با همسرتان و…) یا هیچگاه بخاطرش آنی سرزنش نشوید (مثل: خوردن هرروز یک پفک نمکی، یا عدم ثبت مخارج روزانه، نرسیدن به شام منزل و….) موفقیت یا عدم موفقیت شما را رقم میزنند.
اثر مرکب در واقع جادوی انتخابهای کوچک و بهظاهر کم اهمیت شماست که در گذر زمان نتایج بزرگ و عجیبی به همراه دارد.
شما همیشه و در همه حال همه انتخابهای گوناگون هستید. این انتخابها هستند که آینده شما را میسازند. این که با چه کسی ازدواج میکنید؟ به دانشگاه بروید یا نه؟ همه این انتخابها روی اثر مرکب زندگی شما اثر میگذارند.
این روزها همهچیز به سرعت در حال تغییر و تحول است و کسی که سرعت کافی را نداشته باشد از دیرگان عقب میماند.
همه میخواهند سریعتر پولدار شوند، سریعتر ترفیع بگیرند و زودتر موفق شوند. اما در حقیقت، آن چیزی که نتیجههای مثبت و لذتبخشتری را ایجاد میکند، تغییراتی است که در بلندمدت انجام میشوند.
در عصر “سرعت” ما فست فود میخوریم چون آشپزی خیلی زمان میبرد، رژیم غذایی فشردهای را اجرا میکنیم تا ۱۰ کیلو در هفته وزن کم کنیم و اگر در عرض یک سال ترفیع نگیریم، بیقرار میشویم.
انتظار نتایج لحظهای، چیزهای زیادی را خراب میکند. مثلا وقتی نتوانیم آن ۱۰ کیلو در هفته را کم کنیم، احساس سرخوردگی و ناامیدی وجودمان را دربرمیگیرد. حتی کمکم ممکن است فکر کنیم که هیچوقت نمیتوانیم کاری را تمام کنیم.
شما باید آرام آرام قدم بردارید. زیرا اقدامات مثبت و کوچک روزانه، راز موفقیت بلندمدت هستند. فردی به نام «اسکات» سعی کرد با قدمهای آهسته، زندگی خود را تغییر دهد. یکی از اهدافش، کاهش وزن بود. او به جای اینکه با تعیین هدفی مثل کاهش ۱۰ کیلوگرم در یک هفته، خودش را تحت فشار بگذارد، هر روز به اندازه ۱۲۵ کالری از حجم غذای روزانهاش را کم کرد. علاوه بر این او فاصله خانه تا محل کارش را پیادهروی میکرد و در طول مسیر به پادکستهای انگیزشی گوش میداد. با انجام پیوسته این کار، اسکات توانست در عرض ۳۱ ماه، ۱۵ کیلو وزن کم کند. گذشته از اینها بهبود راندمان کاریاش باعث شد که او ترفیع و افزایش حقوق هم بگیرد.
اثر مرکب، یعنی بدانیم هر تصمیمی که میگیریم، سرنوشت ما را میسازد و موفقیت، نتیجه دنبال کردن عملکردهای با ثبات و پیوسته است.
حتی وقتی به اهدافتان میرسید، باید نظمتان را حفظ کنید تا از آن هدف جلوتر بروید؛ آرام و پیوسته. حتما شما هم رستورانهایی را دیدهاید که بعد از مشهور شدن، دیگر اهمیت چندانی به مشتریهایشان نمیدهند. منوهایشان تکراری میشود و روند کارشان افت پیدا میکند. یادتان باشد، شما باید کاری کنید که همیشه نتایج مثبت پیوستهای را به دنبال داشته باشد. نمیتوان نام نتیجههای موقتی و کوتاه مدت را موفقیت گذاشت. حالا پرسش درست این است که رمز موفقیت پایدار چیست؟
برای موفقیت برداشتن یک قدم درست لازم است ولی کافی نیست. به نظر شما بهرین راه با شور و هیجان طی کردن مسیر موفقیت چیست؟
خب، شاید بد نباشد که از گامهای کوچک، آهسته و پیوسته استفاده کنید. اگر به انجام رفتارهای کوچک و سالم خود پایبند باشید، دیگران هم به آن رفتارها عادت میکنند و شما را راحتتر میپذیرند.
حتی ممکن است خودشان هم تحت تاثیر این رفتار شما قرار بگیرند و آنها هم آن کار را تکرار کنند. با ادامه این روند، تصمیمهای بهتری برای زندگیتان خواهید گرفت و حس خواهید کرد که کسی نمیتواند جلویتان را بگیرد! انجام کارها به صورت آهسته اما پیوسته، قدرتمندترین نیروی محرکه موفقیت است.
«مایکل فلپس» شناگر را در نظر بگیرید. مربی او در طول ۱۲ سال تنها یکبار اجازه داد که تمرینش را زودتر تمام کند و برود. تمام این تمرینها در کنار هم باعث شدند تا او هشت مدال طلای المپیک را ببرد.
نیروی انجام آهسته و پیوسته، تنها زمانی فعال میشود که شما شتاب خود را در طول یک دوره زمانی طولانی حفظ کنید. بنابراین باید آن کار را در قالب یک برنامه به اجرا درآورید.
واقعگرا باشید و سعی نکنید همه کارها را در زمان کوتاهی انجام دهید. در عوض، با شروعی کوچک، کار را پیش ببرید. پس فکر روزانه دو ساعت ورزش در باشگاه را فراموش کنید! بهترین کار این است که سه روز در هفته، روزانه یک ساعت ورزش کنید و به آن را همیشه انجام دهید.
چیزی که باعث حفظ شتاب شما میشود، افزایش مدت زمان انجام آن کار نیست، بلکه انجام پیوسته آن است. شاید برای حفظ این روند مجبور شوید که برخی از کارها را حذف کرده یا ملاقات با برخی افراد را محدود کنید.
یکی از اقدامهای مهمی که میتواند به حفظ این برنامه روتین کمک کند، دور کردن خودتان از شرایط تنشزا است. مثلا میتوانید به جای گوش کردن به اخبار که سرشار از تاثیرهای منفی است، به آهنگها یا پادکستهای انگیزشی گوش دهید و یا مطالب آموزشی مفید مطالعه کیند؛ یا به جای ملاقات با افرادی که مدام غرولند میکنند با کسانی صحبت کنید که سرشار از انرژی و انگیزه هستند. به این ترتیب، شما هم میتوانید انرژی خود را حفظ کرده و در مسیری که برای خودتان طراحی کردهاید قدم بگذارید.
محدودیتهای شخصی، یکی از مواردی است که شاید در طول این مسیر با آن برخورد کنید.
مسئله این است که آیا تسلیم میشوید یا دیوار را میشکنید؟ دیوار نظم و روال روزمره، همان فاصله بین خود سابق شما و خود قویتر و بهتر شما است.
خواهید دید که عادتهای جدیدتان دست به دست هم میدهند و شما را به انسان موفقتری تبدیل میکنند. پس وقتی به نقطه انتهایی یا همان مرز توانتان در موفقیت میرسید به جای متوقف شدن، از آن حد عبور کنید تا سریعتر و بزرگتر به موفقیت برسید.
«اصل تقلب» (The Cheating Principle) معروف «آرنولد شوارتزنگر» (Arnold Schwarzenegger) را برای تمرین وزنهبرداری به یاد دارید؟ او باور داشت که وقتی شما به بیشترین تعداد وزنههای خود میرسید میتوانید کمی پشتتان را خم کنید و با کمک گرفتن از سایر عضلاتتان تکرارهای بیشتری را انجام دهید. به همین ترتیب، عبور از محدودیتهایی که برای خودتان در نظر گرفتهاید شما را قویتر خواهد کرد. همیشه کمی بیشتر، کمی جلوتر و کمی قویتر شدن شما را به سمت موفقیتهایی که به نظر دست نیافتنی هستند سوق میدهد.
دارن هاردی نویسنده کتاب اثر مرکب
در فصل اول اثر مرکب ، دارن هاردی در مورد اصل مهم موفقیت یعنی ثبات و پایداری صحبت میکند.
او مهمترین عامل موفقیت خود را پدرش معرفی میکند و میگوید، «فلسفه اصلی پدرم این بود؛ «مهم نیست چقدر باهوش هستی، چقدر مهارت داری، باید نداشتن هوش، مهارت، تجربه یا تواناییهای ذاتی خود را با تلاش زیاد جبران کنی.»
اهمیت نداشت با چه مشکلی روبرو میشوم. او به من یاد داد که مشکل را با تلاش زیاد حل کنم.
فلسفه دیگر پدرم این بود؛ «آدمی باش که نه میگوید، باهم رنگ جماعت بودن، هیچ موفقیت بزرگی به دست نمیآید.»
«اثر مرکب»، از رازی پرده برمیدارد که در پشت موفقیت من وجود دارد. «اثر مرکب»، اصل به دست آوردن پاداشهای بزرگ از طریق مجموعهای از انتخابهای کوچک و هوشمندانه است.
گامهایی کوچک و بهظاهر ناچیز که در طول زمان انجام میشوند و یک تفاوت بنیادین ایجاد میکنند.
انتخابهای شما تأثیر مستقیم در اهداف و وضع زندگیتان دارد. به عبارت دیگر هر تصمیم هر چند جزئی و بی اهمیت مسیر زندگی شما را میسازند.
گاهی تصمیمات بیاهمیت هستند که جلوی موفقیت شما را میگیرند. البته که هیچکس نمیخواهد چاق باشد و یا ورشکست شود، اما میتوان گفت اینها پیامدهای چندین تصمیم بد اما کوچک است.
در همه جوانب زندگی مسئولیت ۱۰۰ درصدی داشته باشید. یعنی در برخورد با مسائل به جای گرفتن انگشت اتهام به سمت دیگران با قبول مسئولیت، سعی کنید مشکلات را برطرف کنید.
پذیرش اینکه فقط خودتان مسئول اعمالتان هستید دشوار است. شاید گاهی فکر کنید بدشانسی آوردهاید اما این فقط بهانهای برای توجیه تصمیمهای ضعیف است. برای خوششانس بودن کافی است فرصتهای خوب را شناسایی کنید.
فصل سوم عادتها و تأثیری که بر تصمیمات و انتخابهای شما دارد اشاره میکند و به شما میآموزد که چگونه عادتهای بد خود را کنار گذاشته و برای رسیدن به موفقیت، عادتهای مثبت را در وجود خود نهادینه کنید.
وقتی به زندگی افراد موفق نگاه میکنیم متوجه یک ویژگی مشترک در بین آنها میشویم و آن هم داشتن عادتهای خوب است نه به این معنی که عادات بد ندارند البته که دارند اما تعداد عادتهای بدشان زیاد نیست.
برای ترک عادات بد و جایگزین کردن عادتهای خوب، باید از لذتهای مقطعی و زودگذر که عادات بد در شما ایجاد میکنند، چشمپوشی کنید.
همین عادتهای کوچک بد میتواند منجر به ایجاد فاجعه در زندگی شوند.
در قدم بعدی به دنبال چرایی در انجام کارها و تصمیمات باشید. یعنی اگر میخواهید پیشرفت های بزرگی در زندگی خودتان ایجاد کنید باید دلیل محکمی داشته باشید که مجبورتان کند در خود تغییرات ضروری ایجاد کنید.
کتاب اثر مرکب حاوی مطالب مفید و تاثیرگذاری است که مطرح کردن تمام آنها در این مطلب امکانپذیر نیست. ادامه مطالب مطرح شده توسط دارن هاردی را در مطلبی دیگری برای شما مطرح میکنم.