اجرا شده توسط: همیار وردپرس
تعاریف متعدد و متفاوتی از اصطلاح کارآفرینی در ادبیات نظری مرتبط به ثبت رسیده است. تعاریف متناقض، حتی درمورد موضوعات مشخصی مانند اقتصاد، تا حدی ناشی از تمرکز گسترده مطالعات بر بافتارهای اجتماعی و اقتصادی متفاوت است. جدول ذیل، تعاریف متنوعی از کارآفرینی را به اجمال ذکر کرده و چندین مورد از ابهامات توصیفی را برجسته می سازد. این ابهامات به واسطه تکثیر زیر-مجموعه هایی که در تحقیقات کارآفرینی به وجود آمده، پیچیده تر میشود. زیرمجموعه های جدید، واژه شناسی های مختلفی را به بدنه نظری کارآفرینی اضافه کرده اند از جمله: کارآفرینی شرکتی[1]، سرمایه گذاری مخاطره آمیز شرکتی[2]، کارآفرینی داخلی[3]، کارآفرینی سازمانی و سرمایه گذاری مخاطره آمیز[4] (Sharma and Chrisman, 1999).
نام اندیشمند/سال انتشار | ماهیت تعریف |
Cantillon, 1734 | کارآفرینان در زمان حاضر با قیمت مشخصی –کالا را- می خرند و در آینده آن را با قیمت نامعلومی میفروشند. کارآفرین کسی است که ابهامات و عدم قطعیتها را می پذیرد. |
Defoe, 1887 | کارآفرینان افرادی رویا پرداز هستند. |
Knight, 1921 | کارآفرینان تلاش می کنند که تغییرات بازار را پیش بینی کرده و مبتنی بر آنها عمل کنند. کارآفرین عدم قطعیت های موجود در محیط پویای بازار را تحمل می کند. |
Weber, 1974 | کارآفرین کسی است که از آزادی، در برابر کنترل دانش عقلانی دیوانسالارانه، محافظت می کند. |
Schumpeter, 1934 | کارآفرین کسی است که با نوآوری و ایجاد تلفیق های جدید، تغییراتی را درون بازار به وجود می آورد. این فرایند می تواند اشکال مختلفی داشته باشد: ارائه کالای جدید و به تبع آن کیفیت جدیدارائه یک روش جدید در تولیدایجاد یک بازار جدیدبه دست آوردن منبع تولیدی جدید از مواد یا بخش های جدیدایجاد سازماندهی جدید در صنعت |
Von Mises, 1949 | کارآفرین در واقع فردی محتکر است؛ او با ابهامات موجود در آینده معامله می کند، موفقیت یا شکست او به درستی پیش بینی که درمورد رویدادهای نامعلوم در آینده داشته است، بستگی دارد. اگر در فهم آنچه که در حال وقوع است شکست بخورد، محکوم به فنا است. |
Walras, 1954 | کارآفرین، هماهنگ کننده و واسطه گر است. |
Penrose, 1980 | فعالیت کارآفرینانه شامل شناسایی فرصت های موجود در یک نظام اقتصادی است. |
Kirzner, 1973 | کارآفرین فرصت های سودبخش را تشخیص داده و مبتنی بر آنها عمل می کند، در حقیقت او یک واسطه گر است. |
Drucker, 1985 | کارآفرینی نوعی فعالیت نوآورانه است که شامل تخصیص منابع موجود به ظرفیت های جدید تولید ثروت میشود. |
Lumpkin and Dess, 1996 | کنش لاینفک کارآفرینی، ورود جدید به بازار است. این ورود می تواند از خلال ورود به بازارهای موجود یا بازارهای جدید با محصولات و خدمات جدید یا از قبل موجود، محقق شود. ورود جدید درواقع عمل افتتاح یک سرمایه گذاری جدید است، این سرمایه گذاری می تواند در قالب یک بنگاه تازه تاسیس، بنگاه های موجود، یا از خلال سرمایه گذاری های داخلی گروهی انجام شود. |
Shane and Venkataraman, 2000 | رشته کارآفرینی شامل مطالعه منابع فرصت ها، فرایندهای کشف، ارزیابی، و بهره برداری از فرصت ها، و مجموعه افرادی است که این فرصت ها را کشف، ارزیابی، و بهره برداری می کنند. |
Ireland, Hitt, and Sirmon, 2003 | کارآفرینی یک فرایند اجتماعیِ زمینه محور است که از خلال آن افراد و گروه ها با گردآوری منابع منحصر به فرد به منظور بهره برداری از فرصت های موجود در بازار، به تولید ثروت می پردازند. |
Commission of the European Communities, 2003 | کارآفرینی عبارت است از یک ذهنیت و فرایند برای ایجاد و ارتقاء فعالیت اقتصادی، که این مهم را از طریق آمیختنِ ریسک پذیری، خلاقیت و/یا نوآوری، با مدیریت دقیق، در سازمانی جدید یا سازمان های موجود به انجام می رساند. |
منبع: Ahmad and Seymour, 2009
از سویی از منظر گریس و ناد(Gries and Naudé, 2011)، کارآفرینی منابع، پردازش و موقعیتی است که از طریق آن، افراد با استفاده از فرصت های مثبت موجود در بازار کسب و کار جدیدی خلق کرده و آنها را رشد می دهند(Sorin-George Tomaa, et al ,2013). صدها تعاریف برای مفاهیم کارآفرین و کارآفرینی وجود دارد. از زمانی که اولین بار در مورد کارآفرینی مطالبی نوشته شده، هرگز توافقی روی تعریف این مفهوم وجود نداشته است. لذا تعبیر اصلی در مورد مفهوم کارآفرینی در این واقعیت نهفته است؛ که کارآفرینی یک پدیده چند وجهی است، که به عنوان یک فرایند، منابع و یا یک موقعیت مورد تجزیه و تحلیل واقع شده است (Naudé, 2013). لذا از آنجا که مفهوم کارآفرینی بسیار پیچیده تر از آنست که از طریق یک مجموعه واحد از عوامل توضیح داده شود، همواره کمبودهایی در تعاریف کارآفرینی وجود دارد. در طول زمان، دیدگاه های علمی کارآفرینی در سه دسته اصلی ذیل تکامل یافته است(Naudé, 2013):
با توجه به مطالب ذکر شده در(جدول شماره 1)، می توان به طور کلی کارآفرینی، و فعالیت کارآفرینانه را بدین ترتیب تعریف کرد:
[1] behavioral definitions
[2] occupational definitions
[3] synthesis definitions
[4] corporate entrepreneurship
[5] corporate venturing
[6] internal entrepreneurship
[7] venturing