ارزش گذاری استارتاپ‌ها: روش نمونه کاوی تحلیلی (Adjustment factors)

این روش ارزش گذاری در طبقه روش های مقایسه ای و نسبی قرار دارد. در واقع فلسفه این روش این است که اگر چه هر استارتاپ منحصربفرد است اما می توان از استارتاپ های مشابه برای تخمین ارزش گذاری آن بهره گرفت. در این روش استارتاپی مرجع برای استارتاپ مورد ارزش‌گذاری پیدا و سپس بر اساس تفاوت‌های موجود میان آن‌ها، ارزش استارتاپ مرجع را به ارزش استارتاپ مورد ارزش‌گذاری تبدیل می کنیم.

فاکتورهای تعدیل

فرآیند تبدیل ارزش استارتاپ مرجع به استارتاپ مورد ارزش‌گذاری با استفاده از فاکتورهای تعدیل (Adjustment factors) صورت می‌گیرد و از آنجاییکه تقریبا هیچ الگوریتم و رویه مشخص و مدونی برای این فرآیند وجود ندارد، عبارت “تحلیلی” در نام این روش به چشم می خورد.

در واقع تیم ارزش‌گذاری باید تمام تلاش خود را بکند تا فرآیند انطباق استارتاپ مورد ارزش گذاری با استارتاپ مرجع  با کمترین خطا و با در نظر گرفتن بیشترین فاکتورهای تعدیل مربوط و کلیدی انجام شود. به دلیل وجود داده‌های کافی از معاملات صورت گرفته بر استارتاپ‌های فعال در کشورهای توسعه یافته، معمولاً استارتاپ‌های مرجع استارتاپ‌های خارجی و بین‌المللی هستند. بنابراین در نظر گرفتن فاکتورهای تعدیلی که بتواند وضعیت اقتصادی کشور مرجع را با کشور ما منطبق کند، اهمیت بسزایی دارد.

گام اول در روش ارزش گذاری نمونه کاوی تحلیلی؛ یافتن شبیه ترین نمونه موفق خارجی

گام اول در این روش، جستجو و نمونه‌کاوی شبیه ترین نمونه های موفق خارجی است. منظور از شباهت، وجه تشابه در مدل کسب و کار، ارزش های پیشنهادی و فعالیت اصلی استارتاپ است.  با توجه به اینکه این استارتاپ ها در اقلیم هایی با ویژگی های دموگرافیک، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و… متفاوت ظهور کرده اند، در گام بعدی تطبیق حداکثری استارتاپ ایرانی با استارتاپ مرجع مطرح می‌ شود.

گام دوم در ارزش گذاری در روش ارزش گذاری نمونه کاوی تحلیلی؛ تعیین فاکتورهایی کمی برای انطباق حداکثری دو استارتاپ

گام دوم تطبیق حداکثری نمونه خارجی با استارتاپ مورد نظر از طریق تعدیل ارزش استارتاپ خارجی بر اساس فاکتورهایی ست که در ۲ استارتاپ متفاوت است. برای مثال اندازه بازار استارتاپ فرضی الف در مقایسه با اندازه بازار نمونه خارجی آن کوچک تر است. از طرف دیگر نمونه خارجی نسبت به استارتاپ فرضی ۸ سال زودتر راه‌اندازی شده است. بنابراین ضروری ست که با بکارگیری فاکتورهای تعدیل ارزش استارتاپ مرجع را به ارزش استارتاپ فرضی تبدیل کنیم.

فاکتورهای تعدیل می توانند موارد زیر باشند:

  • اندازه بازار
  • مرحله توسعه (Stage of development)
  • شدت رقابت
  • ضریب نفوذ اینترنت
  • تولید ناخالص داخلی
  • جمعیت
  • و…
گام نهایی در روش ارزش گذاری نمونه کاوی تحلیلی؛ تعیین ضرایب تعدیل کننده و اعمال ضرایب در ارزش استارتاپ مرجع

گام سوم تعیین مقدار هر فاکتور در محیط استارتاپ موردنظر و در محیط استارتاپ مرجع است. در واقع نسبت مقادیر هر فاکتور در دو کشور، یک ضریب تعدیل کننده ارزش گذاری محسوب می شود. با ضرب این ضرایب در ارزش استارتاپ مرجع، ارزش استارتاپ مورد ارزش‌گذاری به دست می آید.

برای مثال:

قصد داریم یک پلتفرم آنلاین فروش غذا را با استفاده از روش نمونه کاوی تحلیلی ارزش گذاری کنیم. برای ارزش گذاری این استارتاپ که در حال حاضر ۴ سال از شروع فعالیت آن می‌گذرد، اطلاعات زیر را از یک استارتاپ مشابه و فعال در بازار کشور ترکیه جمع آوری کرده ایم:

  • رقیب فعال در ترکیه به قیمت ۲۲۰ میلیون دلار خریداری شده است.
  • این شرکت پس از ۱۲ سال فعالیت در بازار به این ارزش دست یافته است.

(نرخ تنزیل مورد استفاده در ارزش گذاری پلتفرم فرضی ۷۰% است.)

برای برآورد ارزش استارتاپ ایرانی، فاکتورهای تعدیل زیر را در نظر می گیریم.

فاکتور تعدیلیایرانترکیه
عمر استارتاپ412
جمعیت کشور80 میلیون نفر78 میلیون نفر
سرانه تولید ناخالص داخلی- با نرخ برابری قدرت خرید18.5 هزار دلار24 هزار دلار
نرخ برابری ارز(تومان)130001

برای محاسبه ارزش استارتاپ فرضی از رابطه زیر استفاده می کنیم.

دقت کنید که فاکتور تعدیل جمعیت بصورت عدد مربوط به جمعیت ایران تقسیم بر جمعیت ترکیه (۸۰/۷۸) باعث حذف اثر جمعیتی (اثر اندازه بازار) از استارتاپ مرجع ترکیه‌ای می شود. همچنین فاکتور تعدیلی سرانه تولید ناخالص داخلی با نرخ برابری قدرت خرید ایران تقسیم بر عدد مربوط به این فاکتور در ترکیه (۱۸.۵/۲۴) عملا اثر قدرت خرید و وضعیت کلان اقتصادی را تعدیل می‌کند.

اگر ارزش استارتاپ مورد ارزش‌گذاری را صرفاً با دو فاکتور تعدیل جمعیت و سرانه تولید ناخالص داخلی – با نرخ برابری قدرت خرید محاسبه می‌کردیم، خطای بزرگی رخ می داد. چرا که ارزش استارتاپ مورد ارزش‌گذاری در سال ۱۲ ام عمر آن محاسبه می شد. بنابراین،  با توجه به یکسان نبودن مرحله توسعه استارتاپ مرجع با استارتاپ مورد ارزش‌گذاری و تفاوت ۸ ساله در عمر آن‌ها، بایستی ارزش محاسبه شده با دو فاکتور تعدیل مذکور به مدت ۸ سال تنزیل شود.

نکات مهم در بکارگیری روش ارزش گذاری نمونه کاوی تحلیلی

هر قدر هم تعداد فاکتورهای تعدیل را در این روش افزایش دهیم، باز هم نمی‌توانیم شرایط یک استارتاپ مرجع را کاملا و بدون کاستی با استارتاپ مورد ارزش‌گذاری منطبق کنیم. تفاوت در رفتار مصرف‌کنندگان، تفاوت در سیاست‌های حمایتی کارآفرینی کشورها، تفاوت در قدرت تیم مدیریتی استارتاپ‌ها، تفاوت در ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی و بسیاری دیگر از فاکتورهای کیفی از جمله این کاستی‌ها است.

با هدف افزایش دقت ارزش تخمینی و درصورت وجود چندین نمونه مشابه خارجی، توصیه می کنیم همین فرآیند را برای هر نمونه مشابه تکرار و در نهایت میانگین ارزش گذاری های محاسبه شده را به عنوان خروجی این روش در نظر بگیرید.

به طور کلی ارزش گذاری حاصل از این روش ممکن است به دلیل خطای آن در نادیده گرفتن تمام فاکتورهای تعدیل مورد نیاز و یا خطای سرمایه گذاری روی نمونه خارجی (بیش‌ارزش‌گذاری یا کم‌ارزش‌گذاری استارتاپ مرجع)، پشتوانه محکمی نداشته باشد؛ اما می تواند به عنوان گواهی بر صحت نتیجه حاصل از دیگر روش های ارزش گذاری به کار گرفته شود.

منابع:


www.spiceroutefinance.com

www.charkhacademy.com

www.startupsventurecapital.com

حسین گودرزی پور

Recent Posts

تئوری قوی سیاه(The Black Swan)

کتاب قوی سیاه: اثر امور بسیار نامحتمل (The Black Swan: The Impact of the Highly Improbable)…

3 سال ago

پادشکننده(Antifragile)

پادشکنندگی (Antifragility) یک ویژگی در سامانه ها است که اگر در معرض تنش و ضربه…

3 سال ago

پدیدار شناسی(Phenomenology)

پدیدار شناسی چیست؟ اصطلاح Phenomenology(فنومنولوژی = پدیدار شناسی) از واژه‏ی یونانی Phainomenonبه معنای چیزی که…

3 سال ago

شعار تبلیغاتی (Slogan)

ریشه ی کلمه ی اسلوگان ( Slogan) به استکاتلند بر می گردد. زمانی که سربازان…

3 سال ago

کانبان (Kanban)

کانبان (Kanban) یکی از محبوب ترین چارچوب‌های مدیریت پروژه چابک (Agile) است. روش کانبان  یک رویکرد بصری…

4 سال ago

هستان شناسی یا آنتولوژی(Ontology)

درک معنای Ontology موضوع پیچیده ای در صنعت کامپیوتر بوده است. تعریف Ontology موضوعی بوده…

4 سال ago